حالا چه من مقصر باشم چه نباشم:
امروز سومین سالگرد ازدواجمونه.....![]()
![]()
![]()
![]()
۳۱ فرودین سال ۸۵ بعد از کلی دوندگی و خرید و دنبال لباس عروس رفتن و ....هزارتا کا ردیگه ساعت ۶ صبح بیدار شدم و این آغاز یکی ار بهترین روزهای زندگیمون بود....یک عروسی خوب و متعادل....یک عروس خوب و خوشگل با یک لباس بسیار زیبا که اندازه همه دنیا دوستش داشتم و کلی چیزهای خوب و تبریکات و رقص و شادی و .....
یاد آوری لحظه لحظه اون روز برام شیرینه و برعکس خیلی از عروسها که چیزی از عروسیشون یادشون نمیاد و کلا گیج و مبهوت بودن من خیلی سرحال و هوشیار همه لحظه ها رو بخاطر سپردم.....شاید یکی از دلایلش برنامه ریزی بود که داشتیم ...نه تالارمون دور بود نه آرایشگاه من خیلی شلوغ بود و نه آتلیه عکاسی جای پرتی بود....همه بهم نزدیک بود و هیچ دیر رسیدنی در کار نبود....مراسم عقد سرموقع و ورود به تالار هم راس ساعت انجام شد....حتی مراسم آخر شبمون خونه خواهر بزرگه خیلی عالی و سر وقت بود و به احترام پدر مادر هامون که خیلی خیلی خسته بودن بیشتر از ۳ ساعت طول نکشید...البته من و همسر اینقدر آخر شب خسته بودیم که خودمون پیشنهاد دادیم دیگه بسته و این انتهای بهترین روز زندگیمون بود....فکر می کنم به همه خوش گذشت و مهمترین بخشش اذیت نشدن بیش از اندازه مامان و بابا هامون بود.....ورود به خونه عشقمون که بوی اسپندش آدم رو مست میکرد و گلهای سرخی که توی گلدونهاش توسط مامان مهربونم تزئین شده بود زیبا ترین صحنه دنیا رو تداعی می کرد....بعضی از فامیلهای همسر که از شمال آمده بودند برای دیدن خونه عروس شب با ما به خونمون اومدن و ممن از جزئیات اینکه کیا بودن و کی رفتن اطلاعی در دست ندارم....تنها چیزی که یادمه درد شدیدی بود که در پاهام احساس می کردم و خستگی بسیار زیاد......خوابیدن رو تخت خواب نویی که تشکش سفت بود و نه من و نه همسر عادت بهش نداشتیم و خوابیدن که چه عرض کنم رسما غش کردیم....این همون تختی بود که الان بدون اون خوابمون نمیبره و هرجا که باشیم دلمون براش تنگ میشه.....
و بهترین روز زندگی من و همسر و اتمام تمام دوندگیهای قبل از عروسی و شروع روزهای خوب عاشقانه ما از صبح ۳۱ فروردین آغاز شد و هیچ وقت تصور نمی کردیم که سه سال بعد یک هدیه الهی در زندگیمون حضور داشته باشه......
خدای بزرگ و مهربونم بخاطر همه چیز از تو سپاسگذارم و امیدوارم همه عروسها و دامادهای این روزها به لطق و حمایت تو بهترین روز زندگیشون رو تجربه کنن و به همه آرزوهایس خوب و شیرینشون برسن....
همسر عزیزم سالگرد ازدواجمون مبارک....سال دیگه همراه با نی نی ۷ ماهمون این روز را جشن میگیریم و مطمئنم روزهای خوبی در انتظار ما خواهد بود
