دیگه ما کم کم از شک خارج شدیم و سه نفری بودنمون رو قبول کردیم...ما که تا همین هفته پیش تو سرو کول هم می زدیم حالا خیلی با احتیاط رفتار می کنیم و این نوعش هم بسیار لذت بخشه...
از خانواده همسر فقط بابا و مامانش می دونن و از خانواده من بابا و مامان و خواهر بزرگه و خواهرکوچیکه....همه هی زنگ می زنن و حال و احوال من و نی نی رو می پرسن ......یه جورایی همسر داره حسودیش میشه.....
دیگه اینکه زیر شکمم یه کم باد کرده و یه کم هم درد داره....به راحتی نمی تونم از این پهلو به اون پهلو بشم ولی چهارشنبه دوباره رفتم سونوگرافی و قد نی نی از ۱۹.۶ به ۲۴ میلی رسیده بود در ضمن صدای گروپ گروپ قلبش رو هم شنیدم که دلم می خواست براش بمیرم!!!!!
از چهارشنبه تا ۱۰ روز بعدش نیستم....البته نگفته بودم بهتون که می خوام برم تایلند ....البته وقتی فهمیدم باردارم می خواستم کنسلش کنم که دکتر گفت هیچ ایرادی نداره ....خلاصه اینکه این هفته وحشتناک سرم شلوغه...هم مقدمات سفر و هم تحویل دادن بعضی از کارام به همکارم....خیلی برام دعا کنید که سفر به من و بابایی و نی نی خوش بگذره و نی نی مهربونم اذیت نشه....در ضمن به نی نی قول دادم که کلی وسیله و لباس خوشگل براش بخرم.....
دوستان مهربونم از تبریکاتتون خیلی خیلی ممنونم و امیدوارم همه شما همچین حس خوشمزه لذت بخشی رو تجربه کنید.....
برام خیلی دعا کنید....فاطی مهربونم التماس دعا![]()
