یه کم به خودت دقیق شو و ببین که چقدر نسبت به سه سال پیش چاق شدی...۱۰ کیلو وزن اضافه کردن اصلا شوخی نیست ....بهتره بجای اینکه از بد هیکلی بعضیها گله و شکایت کنی یه نگاهی به خودت بیاندازی .....اینکه تو نسبت به اونها لاغری اصلا توجیح خوبی برای اینهمه چاقی نیست!!!!چرا محدوده دیدت رو بیشتر نمی کنی ...اینکه مادر شوهرت بهت میگه که از این لباست خوشم میاد یا مثلا این رنگ موت خیلی قشنگه .....یه کم احتمال بده که داره تعارف می کنه ....اینکه دخترهای به قول خودت اجق وجق تو خیابون رو مسخره می کنی دلیل بر این نیست که خیلی خوشتیپی.....بهتر یادت بیاد که اون روزهایی که دانشگاه می رفتی چقدر به مانتو و شلوارت دقت می کردی و سعی می کردی حتی عینک آفتابیت هم به تیت بیاد نه اینکه الان حتی حوصله یه عینک آفتابی خریدن هم نداری و چون اصلا نمی تونی آفتاب رو تحمل کنی از عینک آفتابی که خواهرت گرفته بوده و حالا استفاده نمی کنه استفاده کنی....حتما کلی هم خوشحالی از اینکه وقتت رو تلف نکردی!!!!!!!!!!!.....بهتره یه نگاهی به چشمهای ریزت بکنی ...وقتی که دانشجو بودی هیچ وقت بدون ریمل و خط چشم ندیده بودیشون ....ولی حالا بخاطر اینکه هیچ کدوم ....حتی یکی از همکارات آرایش نمی کنن فکر می کنی همین مداد چشمی که صبحها هول هولی پشت چشمت می کشی بسه و تا آخر روز حتی یه کم هم از اون خط چشم باقی نمی مونه....این خیلی بده که همیشه حواست به روژ لبت بوده ولی الان اصلا بیخیال روژلب شدی و گاها صبحها هم روژ نمی زنی.....بعداز ظهرها هم که اصلا حوصله ای برای آرایش کردن نداری و فقط می خوای از این ترافیک کوفتی راحت شی و برسی خونه!!!!....حتی با دیدن خانمهایی که توی اون ترافیک کلی به خودشون رسیدن با خودت می گی چه حوصله ای دارن!!!.....یادت رفته که همین ۴ ۵ سال یش هم همین ترافیکها بود ولی تو اصلا در موردش اینطوری نمی گفتی....حتی حوصله نداری یه نوار جدید ضبط کنی تا حالا که ضبط سی دی دارتون رو دزدیدن توی ماشین با این نوارهای جدید حال کنی ....یادته وقتی تازه ماشین گرفته بودی چقدر ذوق و شوق آهنگ جدید ضبط کردن داشتی ...بی خود بهونه نیار اون موقع هم ضبط ماشینت سی دی خور نبود ولی تو انگار این توی الان نبودی.....
اون ناخنهای خوشگلی که همه بهت گفتن جنسشون خیلی خوبه حالا چون همش داری با این کامپیوتر لعنتی کار می کنی از ته میگیریشون چون هم اعصابشون رو نداری هم اینکه حراست اینجا بهت گیر میده...با اینهمه ذوق و شو ق یه مانتو شلوار مشکی اسپرت جور کردی و حالا که همکارات بهت گفتن مانتوت کوتاهه داری با خودت فکر می کنی بری حدیث گاندی و یه مانتو شلوار بلند مشکی بخری...یادت رفته که اونموقع که دانشجو بودی رفتی یه مانتوی یشمی خیلی شیک خریدی و حتی بخاطرش ۳ کیلو وزن کم کردی....نمی دونم هنوز برای چی اون مانتو یشمی رو که تنت نمیره نگه داشتی!!!!!!
دیگه راجع به چی برات بگم که به بهونه پا درد حتی اعصاب یه لحظه کفش پاشنه بلند پوشیدن رو نداری و همه جا رو با همین کفشهای کتونیت سر می کنی....هر چی فکر می کنم میبینم که تو اون روزها وضع مالیت اینقدرها هم خوب نبود ولی خیلی شیکتر بودی ...حالا که وضعت خیلی بهتره داری به سمت زنونه شدن و بیخیال تیپ شدن پیش میری و جالبه که هنوز هم عمه همسرت رو که ۳۰ ساله کارمنده و نمونه بارز یه زن کارمند بد تیپ بیخیاله رو مسخره می کنی.....
بهتره بعضی وقتا به خودت نگاه کنی و اینقدر خودت را با این همکارای عقب موندت مقایسه نکنی....تو باید بهتر از این باشی ....بهتر اینو آویزه گوشت کنی....
